هوش هیجانی
دسته: دانستنی های پژوهش
25 اسفند 1403
زن و خانواده
گفتار اول: ذهن هیجانی
ذهن هیجانی در نتیجه منطق هیجانی بر پایه تداعی استوار است. ذهن هیجانی عناصری را که نماد یک واقعیت یا بیاد آورنده خاطره ای از آن است مشابه با واقعیت تلقی مینماید. به همین دلیل است که تشبیه ها، استعاره ها و تصورات می توانند همانند هنر مستقیماً ذهن هیجانی را مخاطب قرار دهند.
گفتار دوم:خودآگاهی هیجانی
خودآگاهی هیجانی به این معناست که ما خودمان آگاهانه بدانیم که دارای چه احساس و هیجانی هستیم.
گفتار سوم: کاربرد خودآگاهی هیجانی
به کار بردن این جزء از خودآگاهی به شکل گفتار درونی باعث می شود که ذهن ما به مساله یا تصمیم معطوف شود و بدین ترتیب آگاهی ما از وضعیت موجب میشود که:
تمرکز لازم برای ادامه سایر مراحل بعدی حل مساله و تصمیم گیری فراهم آید.
گفتار چهارم:افکار ناکارآمد
این امکان هم وجود دارد که در مواجهه با یک مشکل یا تصمیم افکار ناکارآمد فرد، فعال شوند. معمولا افرادی که در مواجهه با مسائل و موقعیتهای تصمیم گیری ضعیف عمل میکنند، مدیریت خود را به دست افکار ناکارآمد خود می سپارند.
✴️هر چه بلاست سر من نازل می شود.
✴️من بی عرضه ام و گرنه دچار دردسر نمی شدم.
✴️من آدم به درد نخوریم.
این جملات نمونه هایی از دهها فکر ناکارآمد هستند که به شکل گفتار درونی در رویارویی با مشکلات روزمره، باعث میشوند که نتوانیم که به خوبی از پس حل مشکل یا گرفتن یک تصمیم بر آییم.
گفتار پنجم: تبدیل افکار ناکارآمد به افکار کارآمد
بنا براین، اولین و مهمترین مرحله مهارتهای حل مساله و تصمیم گیری این است که به طور جدی سعی کنیم افکار ناکارآمد خود را با به کار بردن گفتارهای درونی مناسب، کارآمد کنیم.
🌱🌱مشکل برای هر کسی پیش می آید و برای من هم پیش آمده است.
🌱🌱 این یک تمرین است و باعث می شود که قوی تر شوم.
🌱🌱در پی هر سختی ای آسانی ای خواهد آمد.
با توجه به آنچه که گفته شد بایست در نخستین مرحله حل مساله تصمیم گیری خودآگاهی هیجانی شکل گیرد چرا که
آگاهی داشته باشیم که باید مشکلی را حل کنیم یا تصمیمی بگیریم
✅منبع:آموزش مهارت های زندگی و خانواده
نویسنده: احمد ساویز و دیگران