حدیث روز

اخبار مدرسه

غدیر شناسی

اهمیت و جایگاه ولایت و خلافت در قرآن

سکینه بیک خورمیزی (نیک)- مدرس حوزه و دانشگاه

 

چکیده:            

در این اثر واژه ی ولایت و خلافت به اختصار مورد توجه قرار گرفته و کاربرد و مصادیق آن در قرآن با رویکرد به ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و عید سعید غدیر هدف پژوهش بوده است؛ و دستآورد آن، هم ردیف بودن ولایت معصومین (علیهم السلام) با ولایت خدا و واجب الاطاعة بودن آن ذوات مقدسه می باشد.

 

مقدمه:

ولایت و خلافت واژگانی نزدیک به یکدیگرند که در اسلام و سیره ی مسلمین اهمیت و کاربرد زیادی دارند، بدون مبالغه می توان مدعی شد ولایت و خلافت از اصولی ترین مباحث عقیدتی اسلام است و از آغاز اسلام تا هم اکنون نیز بحث ها و احتجاجات زیادی پیرامون مفهوم و کاربرد لغوی و اصطلاحی این واژگان شده است و دانشمندان بزرگی از شیعه و سنی در این باره گفته و نوشته اند.

در این اثر اختصاراً نگاهی به این واژگان کرده و اهمیت آن را از قرآن کریم و بیانات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) جویا می شویم.

 

 

ولایت و خلافت از اصولی ترین مباحث عقیدتی اسلام است و از آغاز اسلام تا هم اکنون نیز بحث ها و احتجاجات زیادی پیرامون مفهوم و کاربرد لغوی و اصطلاحی این واژگان شده است

 

 

 

 

 

1. ولایت

یکی از اسماء حُسنای خداوند «ولی» است، خداوند در قرآن می فرماید: «وَ هُوَ الْوَلیّ الْحَمِيد» (شوری (42)/28.) ولی در این جا به معنای مدبر امور است، یعنی خداوند تدبیر کننده ی هستی است، (ر.ک: نجار زادگان، بررسی تطبیقی آیات ولایت در دیدگاه فریقین، ص25.)

صفت ولی در موارد متعدد در قرآن کریم ذکر شده که گاهی این صفت برای خداوند به کار رفته مثل آیه ی مذکور و همچنین آیه «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا ...» (بقره (2)/257.) و گاهی این صفت برای پیامبر و امامان معصوم (علیهم السلام) به کار رفته است، مانند: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» (مائده (5)/55.)

2. خلافت

واژه خلافت در قرآن کریم برای غیر خداوند به کار رفته زیرا، خلیفه به معنای جانشین و قائم مقام است (نجار زادگان، همان.) و خداوند جانشین کسی نیست، بلکه خداوند جانشین قرار داده است. انسان جانشین خداوند در زمین است و از میان همه ی موجودات مفتخر گردیده که تاج خلافت خداوندی زینت بخش وجود او باشد: «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً» (بقره (2)/30) و گاهی خداوند خود به صراحت ردای خلافت بر قامت یکی از پیامبرانش پوشانده و به او وحی کرده و حکمش را ابلاغ فرموده است: «يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَليفَة» (ص(38)/26.)

یکی از اسماء حُسنای خداوند «ولی» است، خداوند در قرآن می فرماید: «وَ هُوَ الْوَلیّ الْحَمِيد»

(شوری (42)/28.)

لازم به ذکر است جمع ولی، اولیاء و جمع خلیفه خلفاء و خلائف می باشد. (ر.ک: زبیدی، تاج العروس، ج20، ص315؛ مصطفوی، التحقیق، ج3، ص123.)

بنابراین از آیه 257 سوره بقره فهمیده می شود که خداوند ولی مؤمنین است؛ و از آیه 28 سوره شوری این نتیجه حاصل می گردد که خداوند تدبیر کننده ی همه ی هستی است؛ و از آیه 55 سوره مائده دانسته می شود که خدا و رسول، ولی و سرپرست امور مسلمین و مردم، و نیز کسانی که در حال نماز و در حال رکوع زکات داده اند ولی مسلمین و مردم می باشند. تلوحاً پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان خلیفه ی خدا، ولیّ مردم است و همان شخصی که در حال رکوع زکات داده جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در واقع جانشین خدا و مدبر در امور مردم و سرپرست مردم است.

اکنون می خواهیم ببینیم آن شخصی که در حال رکوع زکات داده کیست؟ که پس از خدا و رسولش، او فقط ولی است؛ چرا که آیه با «انّما» که دلالت بر حصر دارد، آمده است.

از بررسی شأن نزول آیه و مطالعه اقوال مفسرین و دانشمندان اهل سنت و شیعیان نتیجه می گیریم که شیعیان بالاتفاق و اهل سنت با اندکی اختلاف، نزول آیه 55 سوره مائده را در شأن علی بن ابی طالب (علیه السلام) می دانند که به عنوان نمونه به یک مورد اشاره می کنیم:

از ابوذر روایت شده که گفته است: «یا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نماز ظهر گزاردیم و نیازمندی در مسجد چیزی خواست و کسی به او کمک نکرد ... و علی (علیه السلام) در حال رکوع به انگشت کوچک خود که در آن انگشتری بود، اشاره کرد و سائل آن را درآورد ... و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مشغول دعا شدند و به خدا سوگند! هنوز دعای ایشان پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شد و گفت یا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بخوان: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُه‏ ...». (ر.ک: نجارزادگان، همان؛ به نقل از: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج12، ص26.)

3. پیشینه خلافت و ولایت

خلافت و ولایت علی (علیه السلام) با اسلام و بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مقرون بوده است.

خلافت و ولایت علی (علیه السلام) با اسلام و بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مقرون بوده است.

3-1. آغازین لحظه بعثت

هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا مشغول راز و نیاز با خدا بود، جبرئیل پیک الهی بر او نازل شد و او را به رسالت مژده داد. علی (علیه السلام) که پسری نوجوان بود و برای بردن غذا از سوی خدیجه (سلام الله علیها) برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به حرا رفته بود، شاهد ماجرای مبعوث شدن پیامبر و مشاهده ی جبرئیل شد و در هنگامه ی پایین آمدن از غار آن چه دیده بود به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باز گفت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «أنتَ تسمعُ کَما أسمع وَ تَری کَما أری و لکن أنت لست به نبی بل أنت وصی» (نهج البلاغه، خطبه2.)

3-2. آغازین دعوت

پس از سه سال از گذشت بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ایمان آوردن اولین مرد که علی (علیه السلام) و اولین زن که خدیجه (سلام الله علیها) بودند و اندکی نیز پنهانی اسلام را پذیرفته و عبادات پنهانی داشتند، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از سوی خدا پیام علنی کردن و دعوت از خویشان نزدیک به اسلام را از جانب خدا دریافت کرد و در آن شب مهمانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از ماجرای بعثتش برای خویشانش گفت و کسی جز علی (علیه السلام) قول یاری و پشتیبانی نداد، همان شب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانشینی علی (علیه السلام) پس از خود سخن گفت. (طبری، تاريخ طبري، ج2، ص63.)

4. ولایت و اطاعت

وقتی سخن از ولایت به میان می آید که ولی، تدبیر کننده ی امور و سرپرست و عهده دار امور مُوَلّیٰ علیها است؛ لازمه ی آن این است که ولی، مطاع باشد که قرآن کریم به آن تصریح فرموده است: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْر ...» (نساء (4)/59.)

وقتی سخن از ولایت به میان می آید که ولی، تدبیر کننده ی امور و سرپرست و عهده دار امور مُوَلّیٰ علیها است.

 

در این آیه ی شریفه خداوند فرمان به اطاعت از خودش و رسولش و اولوالامر داده است که درباره ی واژه ی اولوالامر بین دیدگاه شیعه و اهل سنت اختلاف است؛ شیعه بالاتفاق اولوالامر را به ائمه طاهرین (علیهم السلام) اطلاق کرده، ولی برخی از اهل سنت گروه های دیگری را نیز شامل این آیه می دانند. (نجارزادگان، همان، ص75.)

به نظر شیعه از آن جا که اطاعت از رسول خدا بلافاصله بعد از اطاعت خدا قرار گرفته، پس اطاعت مطلق و بدون چون و چراست؛ و نیز اطاعت اولوالامر که به معنای صاحبان امر است، همانند اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد. (قرشی، قاموس قرآن، ج1، ص198.)

پس باید این اولوالامر دارای مقام عصمت باشند که اطاعتشان هم ردیف اطاعت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اطاعت خدا باشد.

و از آن جا که جز ائمه ی اطهار (علیهم السلام) پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کسی مقام عصمت نداشته است، پس اولوالامر، ائمه طاهرین (علیهم السلام) هستند که اول ایشان امام علی (علیه السلام) و آخر ایشان حضرت حجة بن الحسن امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) می باشند.

به نظر شیعه از آن جا که اطاعت از رسول خدا بلافاصله بعد از اطاعت خدا قرار گرفته، پس اطاعت مطلق و بدون چون و چراست.

قرآن کریم اطاعت از رسول را اطاعت از خدا می داند و می فرماید: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ ...» (نساء(4)/80.) و آیه ی مذکور، اطاعت از اولوالامر را هم ردیف اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دانسته است.

دلیل بر این که اولوالامر ائمه ی اطهار هستند، روایتی است که پس از نزول آیه شریفه «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْر ...» (نساء (4)/59.) عده ای از مسلمین محضر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شدند و عرض کردند: ما اطاعت از خدا و رسول را می دانیم اما اولوالامر را نمی شناسیم که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «اولوالامر عبارتند از علی (علیه السلام) و سپس نام یکایک ائمه (علیهم السلام) را ذکر فرموند تا به حضرت حجت (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) رسیدند.» (ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص253؛ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ص375.)

5. غدیر، منشور ولایت علی (علیه السلام)

اطاعت اولوالامر که به معنای صاحبان امر است، همانند اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد؛ پس باید این اولوالامر دارای مقام عصمت باشند که اطاعتشان هم ردیف اطاعت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اطاعت خدا باشد.

 

گذشته از آیات متعدد و روایت های فراوان در باب ولایت و خلافت علی (علیه السلام) می توان غدیر را فصل الخطاب این مبحث دانست که در آخرین سال عمر شریف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و آخرین سفر رسمی و حجة الوداع، پیک الهی که گویا چندین بار در باب نصب علی (علیه السلام) شرفیاب محضر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) شده بود و مذاکراتی با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داشت، این بار حکم قطعی و نهایی را از جانب خداوند در باب ولایت، خلافت و وصایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از جانب خداوند ابلاغ می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حسب الامر خداوند فرمان توقف در کنار برکه ی غدیر را صادر کرده و پس از حمد و ثنای الهی و اقرار از امت بر ولایت و اولویت خویش بر آن ها، علی (علیه السلام) را با دست های خود بر فراز منبر بالا برده به همگان نشان می دهد و از امت بر ولایت او پیمان می گیرد و با امر به این که: «باید حاضران و شاهدان به غایبان برسانند.(فلیبلغ الشاهد الغایب.)» (دیلمی، ارشادالقلوب، ج2، ص259.) و تا قیامت مسئولیت ابلاغ ولایت علی (علیه السلام) را بر دوش همه ی مسلمانان می گذارد و حجت را بر همگان تمام کرده فرمان بیعت می دهد که نگویند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفته است علی (علیه السلام) را دوست بدارید؛ زیرا برای دوستی نه چنان حماسه ای لازم است بر پا شود و نه بیعتی بر امارت مؤمنین لازم دارد، (امینی، الغدير، ج‌ 1، ص‌ 270-272.) که در هنگام بیعت می گفتند: «آفرين بر تو و گوارا باد تو را اى على (علیه السلام) كه آقاى من و تمام زن و مرد مؤمن گرديدى.( بخ بخ لک یا علی اصبحت مولایی و مولا کل مؤمن و مؤمنه.)» (ر.ک: طبرسی، همان، ص133.)

پس از آن با دعا برای کسی که با او دوستی کند و نفرین بر کسی که با او دشمنی کند، حب و بغضش را به رعایت کنندگان و ناکثان پیمان ابراز می کنند تا ابلاغ و خطبه ی غدیریه اش فصل الخطاب همه ی بحث ها و دیدگاه ها باشد.

نتیجه:

از مباحث مختصر این مقاله حداقل توانستیم خوانندگان محترم را به تفکر در این زمینه دعوت کرده و به مطالعه ی بیشتر و بررسی اسناد فراوان در این زمینه مانند کتاب الغدیر سوق دهیم.

 

 

قرآن کریم اطاعت از رسول را اطاعت از خدا می داند و می فرماید: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ ...» که آیه ی مذکور، اطاعت از اولوالامر را هم ردیف اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دانسته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

  1. ارشاد القلوب، دیلمی، حسن، قم، شریف رضی، 1412ق.

  2. اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، فضل بن حسن، سوم، تهران، اسلامیه، 1390ق.

  3. بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت، نجارزادگان، فتح الله، سوم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1390.

  4. تاج العروس من جواهر القاموس، زبیدی، مرتضی، بیروت، دارالفکر، بی تا.

  5. تاریخ طبری، طبری، محمد بن جریر، ششم، تهران، اساطیر، 1380.

  6. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، حسن، سوم، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1430ق.

  7. الغدیر، امینی، عبدالحسین، قم، دارالکتب الاسلامیه، بی تا.

  8. قاموس قرآن، قرشی، علی اکبر، ششم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1371.

  9. کمال الدین و تمام النعمه، ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، دوم، تهران، اسلامه، 1395ق.

  10. مفاتیح الغیب، فخر رازی، محمد بن عمر، سوم، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1420ق.

 


رهبر معظم انقلاب با اشاره به نگاه تحقیر آمیز غرب به جامعه زنان فرمودند:

«حضور دانشمندان اسلامی زن در عرصه‌های مختلف، اثرات بسیار عظیمی را در دنیا می‌گذارد؛ برای انقلاب آبروست.»

تماس با ما

تلفن: 051-38468680-2

پست الکترونیک: madreseelmiyekhadije@yahoo.com

فاکس: 38468680-051

وب سایت: www.mkhadijem.ir

آدرس سطح2: مشهد- خیابان احمدآباد-احمدآباد 3(خیابان بهشت)- انتهای بهشت5 مدرسه علمیه حضرت خدیجه(سلام الله علیها)

آدرس سطح3: مشهد- چهارراه دکترا- خیابان ابن سینا- بین ابن سینا 10 و 12- تحصیلات تکمیلی مدرسه علمیه حضرت خدیجه(سلام الله علیها) -38412404

تماس با ما

موقعیت مکانی

نظرسنجی

در صورتی که می خواهید تماس فقط از طریق فکس باشد، این گزینه را فعال کنید.