حدیث روز

اخبار مدرسه

انتظارات رهبر شهید از معلمان عزیز

«مدرسه علمیه حضرت خدیجه سلام الله علیها به مناسبت گرامیداشت روز معلم، گزیده‌ای از بیانات رهبر شهید در باب انتظارات ایشان از معلمان عزیز را منتشر نمود.»

«الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ»

آیه 3 سوره الرحمن در این آیه، خداوند خود را به عنوان «معلم قرآن» معرفی می‌کند:  این آیه نشان می‌دهد که معلمی، شأن و مقامی الهی است. (تفسیر نور (قرائتی), ج9, ص3)

همه‌ی دستگاه‌های کشور وظیفه دارند معلّم را گرامی بدارند باید این گرامیداشت به نحوی باشد که در افکار عمومی علاقه‌ی به معلّم و چهره‌نگاری معلّم آن‌چنان باشد که جذّاب باشد؛ مردم معلّم را به صورت یک موجود فعّال، پُرتلاش، بانشاط، موفّق، باافتخار، سرافراز ببینند،اگر این کار را ما توانستیم بدرستی انجام بدهیم، اوّلاً خود آن معلّمی که داخل کلاس مشغول درس است، احساس سرافرازی می‌کند، دیگر احساس خستگی نمی کند؛ ثانیاً  آن جوان بااستعدادی که دنبال کار می گردد، جزو اوّلین کارهایی که به ذهنش می‌آید، معلّمی است؛ افراد بااستعداد وارد میدان کار تعلیم می‌شوند، سطح کار معلّمی بالا می‌رود.    1404/2/27       

معلّم در واقع معمار آینده‌ی کشور است. امروز شما دارید فردای کشور را می سازید.     1402/2/12

[کار معلم] که فقط [آموزش] کتاب درسی نیست. معلم باشیوه‌های گوناگون دانسته و ندانسته روی دانش‌آموز خود اثر می گذارد. شما با اخلاقتان، با رفتارتان، با نحوه‌ی حضورتان در کلاس، با نحوه‌ی برخوردتان با دانش‌آموز، با کیفیت درس دادنتان، با تواضعتان یا تکبرتان، با نشاط و پشتکارتان یا بی‌حالی و بی‌رغبتی‌تان روی دانش‌آموز اثر می‌گذارید. او تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

یکی از عوامل تأثیرگذار در روی شخصیت جوان و نوجوان عبارت است از معلم. همچنانی که مادر اثر می‌گذارد، پدر اثر می‌گذارد، در یک مواردی، در یک برهه‌ای از زمان، معلم بیشتر از پدر و مادر روی دانش‌آموز اثر می‌گذارد.

خب، با این درک با این فهم سر کلاس بروید. بدانید چه تأثیری روی مخاطب خودتان دارید. این طبعاً وادار می‌کند شما را به مراقبتهایی در رفتار خود، در گفتار خود، در نوع عملکرد خود.     1404/2/27

عزیزان من! میلیون‌ها دختر و پسر از شش‌ساله تا هجده‌ساله سروکارشان با آموزش‌وپرورش است، در اختیار آموزش‌ و پرورشند؛ اگر این نسل نو، این جمعیّت عظیم میلیونی خوب تربیت نشوند، ما پیش خدا و پیش آیندگان چه جوابی داریم؟ ساختار آموزش‌وپرورش باید به نحوی باشد که به معنای واقعی کلمه اینها را از لحاظ علمی ــ علم نافع ــ و از لحاظ فرهنگی و ایمانی و پرورشی تربیت کند. در برنامه‌ی هفتم، یکی از وظایفی که به عهده‌ی دولت گذاشته شده، طرّاحی ساختار جدید سازمانی آموزش‌وپرورش است؛ این جزو وظایف است که خب کارهایی هم شده و دارد انجام می‌گیرد. این را مغتنم بشمرید. آموزش‌وپرورش ایران اسلامی ساختار مخصوص به خودش را لازم دارد، با توجّه به همه‌ی جهات. این شکل مناسب، این قواره‌ی لازم، این ساختار لازم و مورد نیاز را، که حتماً باید تحوّلی باشد و متناسب با نیازها باشد، به بهترین وجهی دنبال کنید.

1404/2/27

آموزش و پرورش یک دستگاهی در ردیف دستگاههای دیگر کشور نیست. سایر دستگاهها به کار گیرنده‌ی نیروی انسانی‌اند، آموزش و پرورش ایجادکننده‌ی نیروی انسانی است. هویت منابع انسانی در آموزش و پرورش شکل می‌گیرد معلم وقتی که در میدان حضور فعال دارد درواقع دارد هویت‌سازی می‌کند.

در کشور ما مثل همه جای دیگر امنیت‌مان، پیشرفت‌مان، سلامت‌مان، رفاه‌مان، علم‌مان، تحقیقات‌مان، همه‌ی ارزشهای انسانی و اسلامی‌مان احتیاج دارند به نیروی انسانی. این منابع انسانی را آموزش و پرورش درست می‌کند پس درباره‌ی آموزش و پرورش خیلی باید صحبت کرد.        1403/2/12

مسئله‌ی عدالت آموزشی است که خب بحمداللّه در زبان مسئولین کشور زیاد تکرار می‌شود، بنده هم عقیده‌ی راسخ دارم به عدالت آموزشی، امّا توجّه داشته باشید معنای عدالت آموزشی این نیست که ما از استعداد برتر غفلت کنیم. بعضی‌ها در فهم عدالت آموزشی اشتباه می‌کنند. یک پدیده‌ای مثل سمپاد(سازمان ملّی پرورش استعدادهای درخشان) نیاز کشور است؛ این‌جور پدیده‌ها نیاز کشور است. شما باید بگردید جوان بااستعداد را پیدا کنید، مطابق با استعدادش به او کمک کنید که پرواز کند، رشد کند. بعضی هستند خب می‌توانند حرکت بیشتری بکنند، می‌توانند با وقت‌گذاری کمتر، سهم بیشتری از دانش‌ را در ذهن خودشان و مغز خودشان جای بدهند؛ اینها را نمی‌شود رها کرد؛ نمی‌شود اینها را وادار کرد در همان جریان عمومی حرکت کنند؛ نه، این به هیچ وجه مخالف عدالت آموزشی نیست. عدالت یعنی هر چیزی را بر سر جای خودش گذاشتن؛ این معنای عدالت [است]. آن کسی که توانایی یادگیری بیشتری دارد، به او بیشتر یاد دادن، عدالت است. اگر شما به آن کسی که توانایی یادگیری بیشتر دارد، کمتر یاد دادید، خلاف عدالت رفتار کرده‌اید.  1404/2/27 

مسئله‌ی توانمندسازی معلّمان است. توانمندسازی دو جور است: یکی از لحاظ مسائل معیشتی و مادّی و مانند اینها است؛ این همیشه مورد تأکید ما بوده، و دولت در حدّ امکاناتش تلاش لازمی را در این زمینه باید انجام بدهد؛ این البتّه به جای خود محفوظ؛ کار لازمی است و بایستی هرچه ممکن است در این زمینه تلاش کرد. امّا توانمندسازی یک بُعد دیگر هم دارد که می‌خواهم روی آن تکیه بکنم؛ و آن عبارت است از اینکه معلّم از نیروی معنوی خود، یعنی آن عشقی که به طور طبیعی به تعلیم و به تربیت در درون وجود انسان هست استفاده کند، و از معلومات لازم و نیازهای لازم و تجربه‌های لازم استفاده کند برای اینکه کار معلّمی را قِوام بدهد؛ قوام‌یافتگی کار معلّم. اینکه عرض کردیم شما انسان می‌سازید، نیروی انسانی را و منابع انسانی را شما تولید می‌کنید، این صرفاً با رفتن سرِ کلاس و آن صفحات معیّن کتاب را درس دادن حاصل نمی‌شود؛ اگرچه آنها هم لازم است، امّا صرفاً آن نیست. وقتی وارد کلاس می‌شویم، به عنوان یک مسئول، به عنوان یک کسی که ما اختیار این جمع و آینده‌ی این جمع را در دست داریم، ما می‌خواهیم برای او آینده ترسیم کنیم، با این نیّت، با این روحیه، با این انگیزه، با این فهم از معلّمی وارد کلاس بشویم. این عرض ما است؛ توانمندسازی این[جور] است.

خب، اگر ما بخواهیم جامعه‌ی معلّمین به سطح تراز ــ [یعنی] همین سطحی که عرض کردم ــ برسند، طبعاً باید مراکز تربیت معلّم را تقویت کنیم که خب اشاره کردند. بنده هم مکرّر راجع به دانشگاه فرهنگیان و مراکز تربیت معلّم توصیه کرده‌ام، تأکید کرده‌ام، باز هم تأکید می‌کنم؛ دستِ‌کم نباید گرفت؛ این جاها خیلی مهم است. و در واقع دانشگاه فرهنگیان [جای] تربیت مربّیان نسل جدید کشور است؛ بنابراین اهمّیّت خیلی زیادی دارد.   1403/2/12

شاگرد را معلّم مثل فرزند خودش بداند. شما در مورد پسر خودتان یا دختر خودتان چه آرزوهایی دارید؟ نمی‌خواهید خوشبخت باشد؟ نمی‌خواهید سربلند باشد؟ نمی‌خواهید عاقل باشد؟ نمی‌خواهید  باسواد باشد؟ نمی‌خواهید رفتار او در جوامع، در خانواده‌ها، احترام‌برانگیز باشد؟ انسان راجع به بچّه‌اش این چیزها را می‌خواهد؛ عین همینها را از این شاگردتان هم بخواهید. یعنی کار شما در درجه‌ی اوّل درس ‌دادن است، امّا در خلال هر درسی ــ بنده بارها گفته‌ام گاهی مثلاً یک معلّم ریاضی یا معلّم فیزیک، در اثنای درس، یک کلمه می‌گوید که از یک ساعت سخنرانی‌ای که بنده‌ی مثلاً واعظ می‌کنم تأثیرش در این جوان بیشتر است! با یک کلمه؛ اینها را دیده‌ایم ــ با رفتار، با کردار، با بیان، ایمان را، صلاح را، صلاحیّتهای انسانی را در این شاگرد پرورش بدهید. فرض کنید فرزند خودتان است، دارید او را پرورش می‌دهید؛ این اوّلین توقّعی است که انسان از معلّمین دارد. البتّه این غیر از مسئله‌ی «پرورشی» است که بعداً عرض خواهم کرد؛ آن امور پرورشی، مستقلّاً یک مسئله‌ی جداگانه‌ای است؛ بعضی‌ها اینها را با هم مخلوط می‌کنند. آنهایی که می‌خواستند «پرورشی» را تعطیل کنند، می‌گفتند «معلّم در همان حالِ تعلیم، پرورش هم بدهد»، که خب این حرف ناقص و ناتمامی است؛ لکن در اثنای تعلیم می‌شود به معنای واقعی تربیت هم انجام داد، «پرورشی» هم به جای خود.

یک نکته‌ی دیگر تشویق دانش‌آموزان به حضور در مراکزی است که آن مراکز برکت‌آفرین است، نورآفرین است، مثل مساجد، مثل هیئتها. به‌تجربه ثابت شده جوانی که با مسجد سر و کار دارد و ارتباط دارد، خیرش بیشتر به جامعه می‌رسد؛ یعنی احتمالش بیشتر است. نه اینکه آدمِ جوان یا غیرجوانِ مسجدی منحرف نمی‌شود؛ چرا، همه‌ی احتمالات وجود دارد، لکن این زمینه یک زمینه‌ی بسیار باارزشی است. 1402/2/21

عرض بکنم. از شما معلّمین هم ما توقّعاتی داریم: یکی از انتظارات که شاید از همه مهم‌تر باشد، همان است که قبلاً هم به آن اشاره کرده‌ام؛ معلّم فقط آموزنده‌ی علم نیست بلکه پرورنده‌ی هویّت دانش‌آموز است؛ به این توجّه کنید. توجّه کنید که

شما دارید شخصیّت این جوان و نوجوان را می‌سازید. اگر عمیق کار کنید، اگر دانشگاه رفت، فرض کنیم در دانشگاه یک مشکلی هم وجود داشت، این مشکل دامن او را نخواهد گرفت؛ هویّت او ساخته می‌شود. شما در واقع دارید توانایی‌ها و استعدادهای باطنی این جوان و نوجوانی را که سر کلاس شما نشسته، استخراج می‌کنید. او قدرت بالقوّه‌ی نوشتن دارد امّا نمی‌تواند بنویسد؛ شما این قوّه را به فعلیّت درمی‌آورید. او قوّت بالقوّه‌ی حلّ مسئله را دارد امّا نمی‌تواند مسئله حل کند، استعداد بالقوّه‌ی تولید مسئله دارد امّا نمی‌تواند مسئله تولید کند؛ شما اینها را به او یاد می‌دهید؛ یعنی این استعداد را در واقع شما استخراج می‌کنید؛ مثل معدن طلا و نقره که در آن طلا و نقره هست و استخراج می‌شود. شماها دارید استخراج می‌کنید؛ بنابراین شما هویّت‌ساز هستید. باید به او، هم علم بیاموزید که خب در درجه‌ی اوّل است،‌ هم اعتماد به‌ نفْس بدهید، هم همّت و انگیزه بدهید، هم شوق به کار و به درس بدهید تا بتواند این ظرفیّتهایی را که در او هست، استخراج کند.

کشف استعدادهای دانش‌آموز. شما بیش از همه با این جوان و نوجوان ارتباط دارید؛ پدر و مادر این اندازه ارتباط ندارند، بخصوص با گرفتاری‌هایی که در این دوره‌های اخیر، در این مثلاً دوره‌های ماشینی و امثال اینها وجود دارد. شما می‌توانید استعدادهای او را کشف کنید. معلّم اگر دقّت کند در مورد دانش‌آموزان، این استعدادها را می‌تواند کشف کند؛ و این را، یا شکوفا کنید یا به پدر و مادرش بگویید یا به مراکز لازم ارجاع بدهید که این استعداد شکوفا بشود.

این هم به نظر بنده بسیار مهم است ــ [این است که] شما به این دانش‌آموزتان نگاه ملّی بدهید؛ یعنی چه؟ یعنی ما یک نقشه‌ی گسترده‌ای داریم برای اداره‌ی کشور، برای پیشرفت کشور؛ یک جدول است. اگر خانه‌های این جدول درست پُر شد، نتیجه[اش] می‌شود پیشرفت کشور. کلاس شما یکی از خانه‌های این جدول است. این دانش‌آموز خودش را جزئی از یک مجموعه، از یک کل احساس کند؛ بداند اینکه دارد حالا درس می‌خواند، این جزئی از یک حرکت جمعی و عمومی است، قطعه‌ای از مجموعه‌ی پیشرفت کشور است؛ این را به دانش‌آموز باید القاء کرد؛ البتّه خود معلّم قبل از دانش‌آموز باید این را در خودش احساس کند. این توصیه‌ی ما به معلّمین است؛ بدانید این کلاس شما یک نقطه‌ی جداافتاده‌ی از مجموعه نیست؛ این، یکی از اجزای مجموعه است که دارد با حرکت خود، این ماشین عظیم را، که اسمش کشور است، اسمش جامعه است، اسمش نظام است، حرکت می‌دهد و پیش می‌برد؛ با این نگاه به شغل خودتان نگاه کنید، و این نگاه را به دانش‌آموز منتقل کنید. این همان هویّت دادن به دانش‌آموز است؛ یعنی احساس کند که جزو مجموعه‌ای است که دارد همه‌ی کشور را حرکت می‌دهد. کار او فقط یک کار شخصی نیست؛ بله، الان او دارد درس می‌خواند، او دارد یاد می‌گیرد، امّا این یادگیری جزئی است و قطعه‌ای است از یک کار بزرگی که در سطح کشور دارد انجام می‌گیرد؛ این احساس باید به دانش‌آموز منتقل بشود. دانش‌آموز را با افتخارات ملّی آشنا کنید، با داشته‌های کشور آشنا کنید، با پیروزی‌هایی که بر اثر پیمودن راه‌های درست و دادن شعارهای درست به دست آمده آشنا کنید، با خطرها هم آشنا کنید؛ با خطرها، دشمنها و دشمنی‌ها آشنا کنید. این هم یک انتظار دیگر.

انتظار بعدی مسئله‌ی امیدآفرینی است. بنده مکرّر روی مسئله‌ی امید برای جوانها تکیه می‌کنم. علّت این است که امید در واقع تضمین‌کننده‌ی آینده‌ی کشور است. اگر کسی امید را در جوان امروز و نوجوان امروز تولید کند، به وجود بیاورد، تزریق بکند، در واقع به ساخت آینده‌ی کشور کمک کرده است. اینهایی که سعی می‌کنند از لج نظام یا از لج یک کسی یا از لج یک دولتی جوانها را ناامید کنند، در واقع دارند به آینده‌ی کشور لطمه می‌زنند. امیدآفرینی این است که پیشرفتها را برایشان توضیح بدهید، نقاط مثبت را توضیح بدهید، چشم‌اندازهای شوق‌انگیز را توضیح بدهید. ممکن است خود شما یک نقطه‌ضعفی را در کشور، در نظام، در کار دولت در ذهنتان داشته باشید، لزومی ندارد منتقل کنید و این کار را موجب ناامیدی کنید و جوان را ناامید کنید. شما سعی کنید او را به آینده امیدوار کنید. این امید است که او را به حرکت در خواهد آورد و در راه درست پیش خواهد برد. القاء امید، خدمت به آینده‌ی کشور است. این هم یک نکته.

نکته‌ی بعد در کنار علم و تربیت ــ که این دو را عرض کردیم ــ دانش‌آموز را تشویق کنید به فعّالیّتهای اجتماعی. ما کارهای اجتماعیِ زیادی الان داریم: همین فعّالیّتهایی که در مساجد هست، همین کمکهای مؤمنانه، همین جشنهای خیابانی نیمه‌ی شعبان، عید غدیر و امثال اینها، این فعّالیّتهای اجتماعیِ مربوط به سازندگی، راهیان نور، راهیان پیشرفت، یا همین جوانانی که می‌روند روستاهای دوردست فعّالیّت می‌کنند؛ جوان را تشویق کنید به این‌جور فعّالیّتها؛ این او را کارآزموده می‌کند. بعلاوه گره‌های زیادی را هم در کشور باز می‌کند. ما الان نزدیک به هفده میلیون دانش‌آموز داریم؛ از این هفده میلیون، اقلّاً هفت میلیونشان جوان و نوجوانی هستند که می‌توانند در میدانهای مختلف نقش‌آفرینی کنند؛ از این نیرو حدّاکثر استفاده را باید بکنید تا کشور را پیش ببرید و کار را جلو ببرید. این هم یک مسئله.

و مسئله‌ی آخر هم، مسئله‌ی مهارت‌آموزی است. من چند روز قبل از این با کارگران عزیز که اینجا در حسینیه ملاقات داشتم، گفتم که این سطح مهارت کارگر، پایه‌اش داخل مدرسه ریخته می‌شود؛ یعنی اگر در مدرسه یک مهارت‌آموزی‌ای انجام بگیرد ــ حالا غیر از مؤسّسه‌‌هایی که مربوط به [آموزش] فنّی و مانند این چیزها هستند؛ اگر چنانچه این کار در خود مدارس عادّی کشور انجام بگیرد ــ به نظرم می‌رسد که این، پیشرفت خیلی بزرگی پیدا خواهد کرد.

این انتظارات ما است؛ البتّه معلّمین عزیزمان خوب کار می‌کنند، بسیاری‌ از آنها هم به این انتظارات بدون اینکه ما بگوییم پاسخ می‌دهند امّا [اینها] باید در جامعه‌ی معلّمین عمومیّت پیدا کند. 1403/2/12 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


رهبر معظم انقلاب با اشاره به نگاه تحقیر آمیز غرب به جامعه زنان فرمودند:

«حضور دانشمندان اسلامی زن در عرصه‌های مختلف، اثرات بسیار عظیمی را در دنیا می‌گذارد؛ برای انقلاب آبروست.»

تماس با ما

تلفن: 051-38468680-2

پست الکترونیک: madreseelmiyekhadije@yahoo.com

فاکس: 38468680-051

وب سایت: www.mkhadijem.ir

آدرس سطح2: مشهد- خیابان احمدآباد-احمدآباد 3(خیابان بهشت)- انتهای بهشت5 مدرسه علمیه حضرت خدیجه(سلام الله علیها)

آدرس سطح3: مشهد- چهارراه دکترا- خیابان ابن سینا- بین ابن سینا 10 و 12- تحصیلات تکمیلی مدرسه علمیه حضرت خدیجه(سلام الله علیها) -38412404

تماس با ما

موقعیت مکانی

نظرسنجی

در صورتی که می خواهید تماس فقط از طریق فکس باشد، این گزینه را فعال کنید.