حدیث روز

اخبار مدرسه

دانشنامه توحیدی در دعای عرفه امام حسین علیه السلام

 

مقدمه

دعای عرفه از منظر شیعه، نه فقط یک نیایشِ فردی، بلکه یک چارچوبِ آموزشی-عرفانی است که به‌وضوح تبارِ توحید را در قالبی زنده و کارکردی عرضه می‌کند. امام حسین (علیه السلام) در این دعا، از توحید به عنوان بنیانِ همه معارف الهی سخن می‌گوید: توحید ذاتی، توحید افعالی، توحید در ربوبیت و تدبیر جهانیان، و عبودیت محض به‌عنوان یک تجربه وجودی.

این پژوهش بر آن است تا با الهام از این متون غنی و با تمرکز بر ابعاد مختلف توحید شامل ذاتی، خالقیت، صفات، ربوبیت، عبادت و استقلالی گامی در جهت تبیین این مبانی بنیادین برای نسل جوان بردارد. هدف آن است که نشان داده شود چگونه درک عمیق این اصول توحیدی، می‌تواند به تعمیق باورهای دینی، استحکام بخشیدن به گرایش‌های معنوی و هدایت عاطفه و شور جوانی به سوی سلوکی آگاهانه و پایدار یاری رساند. این تلاش، در واقع، پلی است میان دل‌های مشتاق جوانان و اندیشه‌های ژرف اسلام، تا ایمانی که می‌یابند، هم از شور عشق سرشار باشد و هم از نور معرفت روشن.

 مفهوم‌شناسی توحید ذاتی

توحید ذاتی، به معنای یگانگی و بی‌همتایی خداوند در ذات خویش است. بر این اساس، خداوند بسیط، واجب‌الوجود، و فاقد هرگونه شبیه، نظیر، شریک یا ترکیب در ذات است. این اصل، زیربنای تمامی مراتب دیگر توحید به شمار می‌رود. 

  توحید ذاتی

توحید ذاتی یعنی این‌که ذات خداوند یکتاست و یکتایی ذات دو معنا دارد(ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، قم، نصایح، ۱۳۸0، ج ۱، ص 69-70.):

۱ - ذات بدون علت

ذاتی که در هستی خود واجب الوجود و بی‌نیاز از علت است فقط خداوند است.

بنابراین همه ذوات و موجودات نیازمند و معلول‌اند پس ذات خداوند در بی‌نیازی از علت بی‌همتا و شریک است.

۲ - عدم کثرت در ذات خدا

ذات خداوند مرکب از اجزاء نیست و هیچ‌گونه کثرت و تعدد در درون ذات الهی راه ندارد که این معنا از توحید ذاتی در کتب متکلمین به عنوان بساطت ذاتی الهی و نفی ترکیب آمده است.

دلیل بساطت و نفی ترکیب ذات خداوند آن است که اگر خداوند مرکب باشد بنا بر اصل کلی نیاز هر موجود مرکبی به اجزاء خود خداوند نیز به اجزاء خود نیازمند خواهد بود و این نیاز و افتقار با وجوب وجود او سازگار نیست.

اشارات توحید ذاتی در دعای عرفه

اگرچه دعای عرفه بیش از آنکه به اثبات عقلی توحید ذاتی بپردازد، در مقام بیان فقر و نیاز بنده در برابر عظمت نامتناهی خداوند است، اما همین بیان فقر و کوچکی در برابر عظمت مطلق، تلویحاً به یگانگی و بی‌نیاز مطلق ذات الهی اشاره دارد.

  1. كیْفَ یُسْتَدَلُّ عَلَیْکَ بِمَا هُوَ فی وَجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إِلَیْکَ؟

  2. چگونه به تو استدلال می‌شود با چیزی که در وجودِ آن، به تو نیازمند است؟

  3. أَیَکُونُ لِغَیْرِکَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَیْسَ لَکَ حَتّى یَکُونُ هُوَ الْمُظْهِرَ لَکَ؟

  4. آیا برای غیر تو ظهور و فراگیری وجود دارد که به تو نیست تا آن کس تو را آشکار کند؟

  5. مَتى غِبْتَ حَتّى تَحْتاجَ إِلَی دَلِیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ؟

  6. کی غایب بودی تا به تو دلیلی که تو را راهنمایی کند نیاز داشته باشی؟

پیامدهای سلوکی

شناخت توحید ذاتی، در ساحت سلوک معنوی، منجر به:

*   نفی هرگونه وابستگی قلبی به غیر خداوند.

*   شکستن بت‌های ذهنی و درونی که مانع توجه به معبود حقیقی هستند.

*   تحقق آرامش و سکون قلبی از طریق اتکای به تنها موجود بی‌نیاز و یگانه.

*   تبلور توحید در تمام شئون زندگی فرد.

  1. مفهوم شناسی توحید صفاتی

توحید صفاتی یعنی صفات کمالی خداوند مانند علم، قدرت، حیات، حکمت، رحمت و غنا، در او بی‌نهایت و بی‌همتاست و از ذات او جدا نیستند. بر اساس فایل، گرچه مفاهیم صفات متعددند، اما در مقام تحقق و مصداق، با ذات الهی متحدند. 

 توحید صفاتی

توحید صفاتی نیز دارای دو معناست:

۱. خداوند در صفات خود بی‌همتاست به دلیل این‌که اولا صفات خدا از خود اوست و کسی آن‌ها را به او نداده است و ثانیا صفات کمال او غیرمتناهی و نامحدود است و این هر دو مقتضای واجب الوجود بالذات بودن خدا و غنا و بی‌نیازی مطلق اوست.

۲. صفات کمالی و ذاتی خداوند عین ذات اویند یعنی گرچه از نظر مفهوم مختلفند ولی از نظر مصداق متحدند به عبارت دیگر چنین نیست که ذات خداوند از یک جهت عالم باشد و از جهت دیگر قادر بلکه علم و قدرت عین حقیقت او می‌باشند زیرا اگر صفات خدا زاید بر ذات و مغایر با یکدیگر باشند، در آن صورت نوعی کثرت و ترکیب و محدودیت در ذات الهی راه خواهد یافت، که همگی در حق خداوند محالند.( ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، قم، نصایح، ۱۳۸0، ج ۱، ص 73.)

اشارات توحید صفاتی در دعای عرفه

دعای عرفه با برجسته‌کردن اوصاف الهی، انسان را به این فهم می‌رساند که خداوند سرچشمه همه کمالات است و هر صفتی در غیر او، سایه‌ای از آن کمال مطلق است.

يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الَّذِى مَنَنْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَنْعَمْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَحْسَنْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَجْمَلْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَفْضَلْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَكْمَلْتَ، أَنْتَ الَّذِى رَزَقْتَ، أَنْتَ الَّذِى وَفَّقْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَعْطَيْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَغْنَيْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَقْنَيْتَ، أَنْتَ الَّذِى آوَيْتَ، أَنْتَ الَّذِى كَفَيْتَ، أَنْتَ الَّذِى هَدَيْتَ، أَنْتَ الَّذِى عَصَمْتَ، أَنْتَ الَّذِى سَتَرْتَ، أَنْتَ الَّذِى غَفَرْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَقَلْتَ، أَنْتَ الَّذِى مَكَّنْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَعْزَزْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَعَنْتَ، أَنْتَ الَّذِى عَضَدْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَيَّدْتَ، أَنْتَ الَّذِى نَصَرْتَ، أَنْتَ الَّذِى شَفَيْتَ، أَنْتَ الَّذِى عافَيْتَ، أَنْتَ الَّذِى أَكْرَمْتَ؛

ای سرور من، تویی که عطا کردی، تویی که نعمت دادی، تویی که نیکی کردی، تویی که زیبا نمودی، تویی که افزون نمودی، تویی که کامل کردی، تویی که روزی دادی، تویی که موّفق نمودی، تویی که عطا کردی، تویی که بی‌نیاز نمودی، تویی که ثروت بخشیدی، تویی که پناه دادی، تویی که کفایت نمودی، تویی که راهنمایی فرمودی، تویی که حفظ کردی، تویی که پرده‌پوشی نمودی، تویی که آمرزیدی، تویی که نادیده گرفتی، تویی که قدرت دادی، تویی که توانمندی بخشیدی، تویی که کمک کردی، تویی که حمایت فرمودی، تویی که نیرو بخشیدی، تویی که نصرت دادی، تویی که شفا بخشیدی، تویی که سلامت کامل دادی، تویی که گرامی داشتی؛

پیامدهای سلوکی

شناخت توحید صفاتی در انسان آثار مهمی دارد:

*  تقویت اعتماد قلبی به علم، حکمت و قدرت لایزال الهی.

*  پذیرش و رضایت از تدبیر و تقدیر الهی.

*  حیا و مراقبت نفس در پیشگاه خداوندی که بر همه اعمال آگاه است.

*   برانگیختن محبت و عشق به خداوند، به دلیل شناخت رحمت و کرم بی‌منتهای او.

  1. مفهوم شناسی توحید در خالقیت

توحید در خالقیت، به مثابه یکی از ارکان بنیادین توحید، بر این اصل استوار است که تمامی هستی، مخلوق یک مبدأ واحد و مستقل است. بر اساس دیدگاه کلام امامیه و حکمای اسلامی، خالقیت بالذات و مستقل، منحصر به ذات اقدس الهی است و سایر علل و اسباب، اعم از طبیعی و غیرطبیعی، در طول و به اذن او مؤثرند.

 توحید در خالقیت

به این معناست که در عالم، آفریدگار و خالقی جز خدا، وجود ندارد و هر موجودی که لباس هستی پوشیده است، مخلوق و آفریده اوست. قران و عقل آدمی نیز بر این توحید گواهی می دهند. قران می فرماید: قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ بگو خدا خالق همه چیز است و او است یکتا و پیروز (سوره رعد،آیه16) (سبحانی، جعفر و محمد محمد رضایی، اندیشه اسلامی ۱، قم، معارف، ۱۳۸۵، ص ۱۴۵.)

اشارات توحید خالقیت در دعای عرفه

دعای عرفه، به ویژه در فرازهای مربوط به خلقت انسان و عالم، به روشنی این اصل را بازتاب می‌دهد. اشاره به مراحل گوناگون آفرینش انسان از نطفه تا مراحل بعدی، خلقت نظام‌مند آسمان‌ها و زمین، و هدایت تکوینی موجودات، همگی گواه بر خالقیت منحصر به فرد الهی است.

اللّهُمَّ إِنِّى أَرْغَبُ إِلَيْكَ وَأَشْهَدُ بِالرُّبُوبِيَّةِ لَكَ مُقِرّاً بِأَنَّكَ رَبِّى، وَأَنَّ إِلَيْكَ مَرَدِّى، ابْتَدَأْتَنِى بِنِعْمَتِكَ قَبْلَ أَنْ أَكُونَ شَيْئاً مَذْكُوراً، وَخَلَقْتَنِى مِنَ التُّرابِ، ثُمَّ أَسْكَنْتَنِى الْأَصْلابَ آمِناً لِرَيْبِ الْمَنُونِ، وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنِينَ؛

خدایا، به‌سوی تو اشتیاق دارم و به پروردگاری تو گواهی می‌دهم، اقرار کننده‌ام که تو پروردگار منی و بازگشت من به‌سوی تو است، وجودم را با نعمتت آغاز کردی پیش از آنکه موجودی قابل ذکر باشم و مرا از خاک پدید آوردی، سپس در میان صلب‌ها جایم دادی، درحالی‌که از حوادث زمانه و رفت‌وآمد روزگار و سال‌ها ایمنی بخشیدی؛

فَلَمْ أَزَلْ ظاعِناً مِنْ صُلْبٍ إِلى رَحِمٍ فِى تَقادُمٍ مِنَ الْأَيَّامِ الْماضِيَةِ وَالْقُرُونِ الْخالِيَةِ لَمْ تُخْرِجْنِى لِرَأْفَتِكَ بِى وَلُطْفِكَ لِى وَ إِحْسانِكَ إِلَىَّ فِى دَوْلَةِ أَئِمَّةِ الْكُفْرِ الَّذِينَ نَقَضُوا عَهْدَكَ وَكَذَّبُوا رُسُلَكَ، لَكِنَّكَ أَخْرَجْتَنِى رَأْفَةً مِنْكَ وَتَحَنُّناً عَلَىَّ لِلَّذِى سَبَقَ لِى مِنَ الْهُدَى الَّذِى لَهُ يَسَّرْتَنِى وَفِيهِ أَنْشَأْتَنِى، وَمِنْ قَبْلِ ذلِكَ رَؤُفْتَ بِى بِجَمِيلِ صُنْعِكَ وَسَوابِغِ نِعَمِكَ فَابْتَدَعْتَ خَلْقِى مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى، وَأَسْكَنْتَنِي فِي ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَيْنَ لَحْمٍ وَدَمٍ وَجِلْدٍ؛

همواره کوچ‌کننده بودم از صلبی به رحمی، در ایام گذشته و قرن‌های پیشین، از باب رأفت و مهربانی و احسانی که به من داشتی، مرا در حکومت پیشوایان کفر، آنان‌که پیمانت را شکستند و پیامبرانت را تکذیب کردند، به دنیا نیاوردی، ولی زمانی به دنیام آوردی به خاطر آنچه در دانش و آگاهی‌ات برایم رقم خورده بود و آن عبارت بود از هدایتی که مرا برای پذیرفتن آن آماده ساختی و در عرصه گاهش نشو و نمایم دادی و پیش از آن هم با رفتار زیبایت و نعمت‌های کاملت بر من مهر ورزیدی، در نتیجه وجودم را پدید آوردی از نطفه ریخته شده و در تاریکی‌های سه‌گانه میان گوشت و خون و پوست جایم دادی؛

پیامدهای سلوکی

درک عمیق توحید خالقیت، مؤمن را به این حقیقت رهنمون می‌سازد که هیچ استقلالی در وجود، توانایی و اراده برای خود و دیگران متصور نیست. این معرفت، به طور طبیعی به بروز صفاتی چون تواضع، شکرگزاری، امیدواری به خالق و وارستگی از اتکای صرف به اسباب و علل ظاهری منجر می‌شود. این درک، مقدمه‌ای اساسی برای تحقق دیگر مراتب توحید و وصول به عبودیت حقیقی است.

  1. مفهوم شناسی توحید استقلالی

توحید استقلالی، اصلی است که بر اساس آن، هیچ موجودی در عالم، اعم از عالم وجود، تأثیرگذاری، مالکیت، بقا، نجات و تدبیر، دارای استقلال ذاتی نیست. تمامی قدرت‌ها، آثار و توانمندی‌ها، در پرتو اراده و اذن الهی و به صورت تبعی و ظلّی ظهور می‌یابند. 

 توحید استقلالی

برخی از اندیشمندان توحید استقلالی را به عنوان یکی از اقسام توحید به صورت جداگانه ذکر کرده‌اند و آن را چنین معنا نموده‌اند که:

توحید استقلالی(عرفا تعبیر توحید افعالی را در این معنی به کار می برند)، استقلال در تاثیر است مخلوقات الهی در کارهای خود بی‌نیاز از خدای متعال نیستند و تاثیرهایی که در یکدیگر دارند به اذن خدا و در سایه نیرویی است که خداوند به آن‌ها عطا فرموده و می‌فرماید.در حقیقت تنها کسی که مستقل و بدون احتیاج به دیگری در همه جا و همه چیز تاثیر می‌بخشد خداست و فاعلیت و تاثیر دیگران در طول فاعلیت و تاثیر او و در پرتو آن می‌باشد و بر همین اساس است که قرآن کریم آثار فاعل‌های طبیعی و غیرطبیعی را به خدای متعال نسبت می‌دهدمثلا باریدن باران و روییدن گیاه و میوه دادن درختان را هم مستند به او میکند و اصرار دارد که مردم این استناد به خدا را که در طول استناد به فاعل های قریب است، درک کنند و بپذیرند و همواره به آن توجه داشته باشند.(مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ج ۱، ص ۱15-116.)

اشارات توحید استقلالی در دعای عرفه

دعای عرفه، با تأکید بر فقر ذاتی انسان و مطلق بودن نیاز او به خداوند، و در مقابل، بیان غنا و بی‌نیازی مطلق خداوند، این اصل را به تصویر می‌کشد. این دعا، انسان را از هرگونه اتکای استقلالی به اسباب ظاهری بازداشته و او را به سوی مبدأ حقیقی قدرت هدایت می‌کند.

لَمْ تُشْهِدْنِى خَلْقِى، وَلَمْ تَجْعَلْ إِلَىَّ شَيْئاً مِنْ أَمْرِى، ثُمَّ أَخْرَجْتَنِى لِلَّذِى سَبَقَ لِى مِنَ الْهُدى إِلَى الدُّنْيا تامّاً سَوِيّاً، وَحَفِظْتَنِى فِى الْمَهْدِ طِفْلاً صَبِيّاً، وَرَزَقْتَنِى مِنَ الْغِذاءِ لَبَناً مَرِيّاً، وَعَطَفْتَ عَلَىَّ قُلُوبَ الْحَواضِنِ، وَكَفَّلْتَنِى الْأُمَّهاتِ الرَّواحِمَ ، وَكَلَأْتَنِى مِنْ طَوارِقِ الْجانِّ، وَسَلَّمْتَنِى مِنَ الزِّيادَةِ وَالنُّقْصانِ، فَتَعالَيْتَ يَا رَحِيمُ يَا رَحْمنُ، حَتَّى إِذَا اسْتَهْلَلْتُ ناطِقاً بِالْكَلامِ؛

و مرا در آفرینش وجودم گواه نگرفتی و چیزی از کار پدید آمدنم را به من واگذار نکردی، سپس برای آنچه در دانش و آگاهی‌ات از هدایتم گذشته بود مرا کامل و آراسته به دنیا آوردی و در حال کودکی و خردسالی در میان گهواره نگهداری‌ام نمودی و از بین غذاها شیر گوارا نصیبم کردی و دل دایه‌ها را بر من مهربان نمودی و مادران پرمهر را به پرستاری‌ام گماشتی و از آسیب‌های پریان نگهداری فرمودی و از زیادی و کمی سالمم داشتی، پس تو برتری‌ ای مهربان، ای بخشنده تا آنگاه که آغاز به سخن کردم؛

أَتْمَمْتَ عَلَىَّ سَوابِغَ الْإِنْعامِ، وَرَبَّيتَنِى زائِداً فِى كُلِّ عامٍ، حَتَّى إِذَا اكْتَمَلَتْ فِطْرَتِى وَاعْتَدَلَتْ مِرَّتِى أَوْجَبْتَ عَلَىَّ حُجَّتَكَ بِأَنْ أَلْهَمْتَنِى مَعْرِفَتَكَ، وَرَوَّعْتَنِى بِعَجائِبِ حِكْمَتِكَ، وَأَيْقَظْتَنِى لِما ذَرَأْتَ فِى سَمائِكَ وَأَرْضِكَ مِنْ بَدائِعِ خَلْقِكَ، وَنَبَّهْتَنِى لِشُكْرِكَ وَذِكْرِكَ، وَأَوْجَبْتَ عَلَىَّ طاعَتَكَ وَعِبادَتَكَ، وَفَهَّمْتَنِى مَا جاءَتْ بِهِ رُسُلُكَ، وَيَسَّرْتَ لِى تَقَبُّلَ مَرْضاتِكَ، وَمَنَنْتَ عَلَىَّ فِى جَمِيعِ ذلِكَ بِعَوْنِكَ وَلُطْفِكَ؛

نعمت‌های کاملت را بر من تمام کردی و مرا در هر سال با افزوده شدن به وجودم پرورش دادی تا آفرینشم کامل شد و تاب و توانم معتدل گشت، حجّتت را بر من واجب کردی، به این‌که معرفتت را به من الهام فرمودی و با شگفتی‌های حکمتت به هراسم افکندی و به آنچه در آسمان و زمینت از پدیده‌های نو و شگفت پدید آوردی بیدارم کردی، به سپاسگزاری و یادت آگاهی‌ام دادی و طاعت و عبادتت را بر من واجب ساختی و آنچه را پیامبرانت آوردند به من فهماندی و پذیرفتن خشنودی‌ات را بر من آسان کردی و در تمام این امور به یاری و مهربانی‌ات بر من منّت نهادی؛

تاثیرات سلوکی

درک و پذیرش توحید استقلالی، در مسیر سلوک، نتایج زیر را در پی دارد:

*   تحقق توکل واقعی و عبور از اتکا به اسباب.

*   شکستن سدّ غرور و خودبین ناشی از استقلال‌انگاری.

*   رهایی از اضطراب و دلبستگی‌های افراطی به عوامل ظاهری.

*   دستیابی به قناعت قلبی و رضایت از مقدرات الهی.

*   تثبیت مداوم توجه به اراده و اذن الهی در تمامی شئون.

  1. مفهوم شناسی توحید در عبادت

توحید در عبادت، به معنای انحصار هرگونه پرستش، خضوع نهایی، دعا، استعانت، امید و بیم قلبی در برابر ذات اقدس الهی است. بر اساس این اصل، هیچ موجودی، در هیچ مرتبه‌ای، شایستگی پرستش در عرض خداوند را ندارد. 

 توحید در عبادت

توحید در عبادت بدین معناست که کسی جز الله سزاوار پرستش نیست و معبودی جز او وجود ندارد.این قسم در حقیقت نتیجه طبیعی اقسام قبل است زیرا وقتی هستی ما از الله است، اختیار وجود ما هم به دست اوست، تاثیر استقلالی در جهان از اوست، حق فرمان دادن و قانون وضع کردن منحصر به اوست، دیگر جای پرستش برای کس دیگری باقی نمی‌ماند؛ (مصباح یزدی، محمد تقی، خداشناسی در قرآن ،ج1، ص 59.)

هم‌چنان‌که قرآن کریم نیز در مسئله توحید در عبادت بر امور زیر تکیه نموده است:

الوهیت، مالکیت، خالقیت و ربوبیت. یعنی از دیدگاه قرآن تنها آن موجودی شایسته پرستش است که دارای صفات مزبور باشد چنان‌که فرمود:

«ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ کُلِّ شَیْ‌ءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلی‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَکیلٌ » (انعام/سوره۶، آیه۱۰۲.)«این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست آفریدگار همه چیز است او را بپرستید و او نگهبان و مدبّر همه موجودات است‌.»

و هم‌چنین فرمود:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ، الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ، إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ» (حمد/سوره۱، آیه۵-۲.)

«ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است؛ (خداوندی که) بخشنده و بخشایش‌گر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته)؛ (خداوندی که) مالک روز جزاست.»

هم‌چنان‌که درباره ارتباط الوهیت و عبادت فرمود:

«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحی‌ إِلَیْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُون‌» (انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۵.)

«ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر این‌که به او وحی کردیم که: «معبودی جز من نیست پس تنها مرا پرستش کنید.»

اشارات توحید در عبادت در دعای عرفه

دعای عرفه، به عنوان یک دعای عبادی ممتاز، تجلی کامل توحید عبادی است. در این دعا، امام حسین (علیه السلام) تمامی ابعاد دعا، مناجات، تضرع، امید و ترس را معطوف به خداوند می‌سازد و هیچ توجهی به غیر او ندارد. این تمرکز مطلق، الگویی برای عبودیت خالص ارائه می‌دهد.

ایت الله جوادی آملی بیان می‌کند که در این دعا، سالک از مراجعه به نشانه‌ها (آثار) باز داشته شده و مستقیماً به سوی «صاحب‌النشان» هدایت می‌شود. این اوج توحید در عبادت است که انسان فقط خدا را ببیند و بخواهد.«جرعه‌ای از صهبای حج، جلد 1، صفحه 212»

صَدَقَ كِتابُكَ اللّهُمَّ وَ إِنْباؤُكَ، وَبَلَّغَتْ أَنْبِياؤُكَ وَرُسُلُكَ مَا أَنْزَلْتَ عَلَيْهِمْ مِنْ وَحْيِكَ، وَشَرَعْتَ لَهُمْ وَبِهِمْ مِنْ دِينِكَ، غَيْرَ أَنِّى يَا إِلهِى أَشْهَدُ بِجَُهْدِى وَجِدِّى وَمَبْلَغِ طاعَتِى وَوُسْعِى، وَأَقُولُ مُؤْمِناً مُوقِناً الْحَمْدُلِلّهِ الَّذِى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً فَيَكُونُ‌َ مَوْرُوثاً، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِى مُلْكِهِ فَيُضادَّهُ فِيَما ابْتَدَعَ؛

خدایا کتابت راست گفته و اخبارت صادقانه است و پیامبرانت و رسولانت به مردم رساندند، آنچه را از وحی‌ات بر آنان نازل کردی و برای آنان و به وسیله آنان از دینت قانون و شریعت ساختی، معبودم من گواهی می‌دهم به تلاش و کوششم و به قدر رسایی طاعت و ظرفیتم و از باب ایمان و یقین می‌گویم: ستایش ویژۀ خداست که فرزندی نگرفته تا از او ارث برند و برای او در فرمانروایی‌اش شریکی نبوده تا با او در آنچه پدید آورده مخالفت کند؛

وَلَا وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ فَيُرْفِدَهُ فِيما صَنَعَ، فَسُبْحانَهُ سُبْحانَهُ ﴿لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلّا اللّهُ لَفَسَدَتا﴾ وَتَفَطَّرَتا ! سُبْحانَ اللّهِ الْواحِدِ الْأَحَدِ الصَّمَدِ الَّذِى لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ! الْحَمْدُلِلّهِ حَمْداً يُعادِلُ حَمْدَ مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَأَنْبِيائِهِ الْمُرْسَلِينَ، وَصَلَّى اللّهُ عَلَى خِيَرَتِهِ مُحَمَّدٍ خاتَِمِ النَّبِيِّينَ وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْمُخْلَصِينَ وَسَلَّمَ.

و سرپرستی از خواری و کوچکی برایش نبوده تا او را در آنچه ساخته یاری دهد، پس منزّه است او، منزّه است او، «اگر در آسمان و زمین جز خداوند، معبودانی وجود داشت بی‌شک هر دو تباه می‌شدند» و متلاشی می‌گشتند، منزّه است خدای یگانه یکتا و بی‌نیاز که نزاده و زاده نشده و احدی همتایش نبوده است. ستایش ویژۀ خداست، ستایشی که برابری کند با ستایش فرشتگان مقرّب و انبیای مرسلش و درود و سلام خدا بر بهترین برگزیده از خلقش محمّد خاتم پیامبران و اهل‌بیت پاک و پاکیزه و ناب گشته او باد.

تأثیرات سلوکی

توحید عبادی، پیامدهای ژرفی در سیره عملی فرد دارد:

    *   اخلاص در عملو نیت.

    *   پاک‌سازی اندیشه از هرگونه شرک خفی.

    *   اجتناب از ریا و خودنمایی در عبادت.

    *   تمرکز قلب و توجه در هنگام نیایش.

    *   تحقق مقام حضور در پیشگاه الهی.

آیت الله جوادی آملی  می فرمایند: تا انسان خود را مستقل ببیند، دچار شرک (حتی خفی) است و دعای عرفه درمان این خودبینی است. ریشه تمام شرک‌های پنهان (ریا، هواپرستی) را «خودبینی» می‌داند و سرزمین عرفات را محل هجرت از «بیت نفس» معرفی می‌کند. تنها حجاب بین عبد و مولا، خودِ بنده است و ایام حج فرصتی برای رهایی از این حجاب است. «جرعه‌ای از صهبای حج، جلد 1، صفحات 208 تا 210»

توحيد يعنى يگانه شمردن خدا به عنوان يك اصل اسلامى، يگانه شمردن در امور و شؤون زيادى مى‌تواند بود: 1ـ در وجوب وجود يعنى اينكه واجب الوجود بودن منحصر به الله است. 2ـ در خالقيت. 3ـ در ربوبيّت تكوينى يعنى كارگردانى جهان. 4ـ در ربوبيّت تشريعى، به معنى قانونگذارى، امر و نهى، واجب الاطاعه بودن بى چون و چرا. 5 ـ عبوديت و الوهيّت، يعنى كسى جز الله شايسته پرستش نيست به اينجا كه رسيد مصداق «لا اله الاّ الله» خواهد شد، كه اين اولين مرتبه اسلام است و بدون آن، اسلام تحقق پيدا نمى‌كند؛ بعد از اين مراتبى از توحيد است كه انسان با سير تكاملى خود در علم و عمل به آنها نائل مى‌شود. توحيد در استعانت، توكل ـ توحيد در خوف و رجاء ـ توحيد در محبت تا برسد به آن توحيدى كه عاليترين مراتب توحيد شمرده مى‌شود، يعنى «توحيد در وجود استقلالى»، هستىِ مستقل، مخصوص است، همه‌ى شؤون هستى از اوست و اين معنا مورد شهود واقع مى‌شود، نه اينكه تنها يك مفهوم ذهنى و حاصل برهان عقلى و فلسفى است. كسى كه به اين مرحله برسد موحّد كامل خواهد بود. چنين كسى علاقه‌ى استقلالى به غير خدا ندارد. «اَنْتَ الَّذى اَشْرَقْتَ الاَْنْوارَ فى قُلُوبِ اَوْلِيائِكَ حَتّى عَرَفُوكَ وَ وَحَّدُوكَ وَ اَزَلْتَ الاَْغْيارَ عَنْ قُلُوبِ اَحِبّائِكَ حَتّى لَمْ يُحِبُّوا سِواكَ». در دعاى عرفه است. يعنى تويى آن كسى كه انوار خود را در دلهاى اوليائت تاباندى تا تو را شناختند و موحّد شدند و تويى كه اغيار و بيگانگان را از دلهاى دوستانت زدودى تا اينكه دوستان تو جز تو به كسى محبت ندارند يعنى محبت استقلالى و اصيل. اين انسان، ايده آل اسلام و قرآن است؛ با نور الهى كه در دلش تابيده مى‌شود وحدانيّت خدا را مى‌بيند و تعلقات به غير خدا از دل او كنده مى‌شود، اصالتاً خدا را دوست مى‌دارد، به او عشق مى ورزد و هرچيز از آن جهتى كه به او منسوب است، محبوب او خواهد بود كه خداوند متعال به بركت اوليائش شمه‌يى از اين حقايق را به ما هم عطا بفرمايد.( محمدتقي مصباح يزدي، معارف قرآن (3-1)، ص 69 و 70)

 

 

 

 

 

پی نوشت:

  1. قران کریم.

  2. مفاتیح الجنان.

  1. جوادي آملي عبدالله ،جرعه‌ای از صهبای حج، تهران مشعر ۱۳۸۹.

  2. ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، قم، نصایح، ۱۳۸0.

  3. سبحانی، جعفر و محمد محمد رضایی، اندیشه اسلامی ۱، قم، معارف، ۱۳۸۵

  4. مصباح یزدی محمد تقی ، آموزش عقاید(دوره کامل سه جلدی)، موسسه انتشارات امیر کبیر،1396.

  5. مصباح یزدی، محمد تقی،  معارف قرآن (3-1)، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).

 


رهبر معظم انقلاب با اشاره به نگاه تحقیر آمیز غرب به جامعه زنان فرمودند:

«حضور دانشمندان اسلامی زن در عرصه‌های مختلف، اثرات بسیار عظیمی را در دنیا می‌گذارد؛ برای انقلاب آبروست.»

تماس با ما

تلفن: 051-38468680-2

پست الکترونیک: madreseelmiyekhadije@yahoo.com

فاکس: 38468680-051

وب سایت: www.mkhadijem.ir

آدرس سطح2: مشهد- خیابان احمدآباد-احمدآباد 3(خیابان بهشت)- انتهای بهشت5 مدرسه علمیه حضرت خدیجه(سلام الله علیها)

آدرس سطح3: مشهد- چهارراه دکترا- خیابان ابن سینا- بین ابن سینا 10 و 12- تحصیلات تکمیلی مدرسه علمیه حضرت خدیجه(سلام الله علیها) -38412404

تماس با ما

موقعیت مکانی

نظرسنجی

در صورتی که می خواهید تماس فقط از طریق فکس باشد، این گزینه را فعال کنید.